فرمت فایل : word تعداد صفحه : 22 رهبران جملگي با قدرت و سياست سروكار دارند. قدرت، توانايي نفوذ بر ديگران و بر رويدادهاست. قدرت همانند سهامي است كه هر رهبري در شركت خود دارد، و راه نفوذ وي را بر ديگران بازميگشايد. قدرت با اختيار تفاوت دارد، زيرا اختيار از مديريت بالاتر واگذار ميشود. از سوي ديگر، قدرت را رهبران، خودشان بر پاية شخصيتشان، كوششهايشان، و موقعيتهايي كه در آنها به كار ميپردازند به دست ميآورند. سياست به شيوههايي گفته ميشود كه رهبران قدرت به دست ميآورند و به كار ميبندند. اين ضرورت وجود دارد كه به رهبر ياري داده شود تا «بر موقعيت مسلط شود». و رويدادها را به سوي هدفهاي دلخواه هدايت كند. سياست به زمينههايي از اين دست باز ميگردد: توازن قدرت، حفظ آبرو، «زد و بند»، «مرمت كردن خرابيها»، سازشهاي ابتكاري، داد و ستد، و شمار گوناگوني از كوششهاي ديگر. سياست يك كوشش باستاني و ديرينة انساني است كه از آغاز تمدن وجود داشته است، از اين رو چيزي نيست كه يگانة سازمانهاي امروزين باشد. ولي سازمانهاي ام ...
دریافت فایل